از پزشکی تا تئاتر؛ بازتعریف بدن اجرایی در عصر پسا‌دیجیتال

۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۰۸:۴۹ کد: ۵۳۱۷۳ دستاوردهای پژوهشی
تعداد بازدید: ۸۵۴

 

زهرا فیضی در میز خبری معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه تهران:

رازگل معتمدی، دانشجوی دکتری تئاتر دانشگاه تهران و پژوهشگر برگزیده جشنواره فجر، از چهره‌های نوآور در حوزه مطالعات تئاتر معاصر به شمار می‌رود. مسیر علمی او با تصمیمی جسورانه برای انصراف از رشته پزشکی آغاز شد؛ مسیری که پس از تجربه تحصیل در حوزه پیراپزشکی (ژنتیک پزشکی)، به دنیای هنر و به‌ویژه تئاتر پیوند خورد. این تغییر مسیر، نقطه عطفی در شکل‌گیری رویکردی میان‌رشته‌ای در پژوهش‌های او شد؛ رویکردی که تلفیقی از هنر، علم و نظریه‌های معاصر است و در بستر دانشگاه تهران به‌صورت جدی دنبال شده است.

مهم‌ترین دستاورد پژوهشی معتمدی، مقاله «بازتعریف بدن‌های اجرایی در تئاتر پسا‌دیجیتال» است که موفق به کسب رتبه دوم در جشنواره فجر شده است. این پژوهش به بررسی تأثیر فناوری‌های نوین، رسانه‌های دیجیتال و سیستم‌های هوشمند بر مفهوم بدن اجرایی و تجربه مخاطب می‌پردازد. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که در جهان پسا‌دیجیتال، بدن اجراکننده دیگر صرفاً یک موجود فیزیکی نیست، بلکه در شبکه‌ای از داده، تصویر، صدا و نور قرار می‌گیرد و تجربه‌ای چندلایه و تعاملی برای مخاطب خلق می‌کند.

مسیر پژوهشی معتمدی از سال ۱۳۹۷ و با ورود به رشته تئاتر آغاز شد و در ادامه در مقاطع تحصیلات تکمیلی در دانشگاه تهران تعمیق یافت. او از همان ابتدا دغدغه کم‌رنگ بودن پژوهش نظری در میان دانشجویان بازیگری را داشت و تلاش کرد این خلأ را با فعالیت‌های علمی خود جبران کند. آشنایی او با فصلنامه فرهنگی-اجتماعی «سرمشق» نقطه عطفی در مسیر پژوهشی‌اش بود و منجر به نگارش چندین مقاله شد. علاقه او به حوزه‌های میان‌رشته‌ای همچون انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی تئاتر، در دوره کارشناسی ارشد به شکل جدی‌تری دنبال شد و در نهایت به تمرکز بر تئاتر دیجیتال و سایبرگ انجامید. پایان‌نامه او با عنوان «بررسی بدن‌های تکنولوژیک در تئاتر سایبرگ» از جمله پژوهش‌های نو در این حوزه در ایران محسوب می‌شود.

در این پژوهش، بدن اجرایی نه به‌عنوان یک عنصر مستقل، بلکه به‌مثابه گره‌ای در شبکه‌ای از تعاملات انسانی و فناورانه تعریف می‌شود. حضور در اجراهای پسا‌دیجیتال دیگر به هم‌مکانی فیزیکی محدود نیست، بلکه حاصل تعامل میان بدن، رسانه و ادراک مخاطب است. این تغییر، مرزهای سنتی میان حضور و غیاب، بدن و رسانه و اجرا و بازنمایی را دگرگون کرده و الگوهای جدیدی برای تحلیل تئاتر معاصر ارائه می‌دهد.

یافته‌های این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که مخاطب در تئاتر پسا‌دیجیتال از یک ناظر منفعل به عاملی فعال در تولید معنا تبدیل می‌شود. تجربه تماشاگر دیگر صرفاً بصری نیست، بلکه ترکیبی از ادراک حسی، واکنش بدنی و مشارکت ذهنی است. فناوری‌های تعاملی و سیستم‌های هوشمند، مسیرهای جدیدی برای تجربه اجرا ایجاد کرده‌اند که در آن معنا به‌صورت پویا و چندلایه شکل می‌گیرد.

معتمدی پژوهش را صرفاً یک فعالیت دانشگاهی نمی‌داند، بلکه آن را «تمرینی برای زندگی» توصیف می‌کند. به باور او، پژوهش از دل کنجکاوی و جسارت در پرسیدن شکل می‌گیرد و می‌تواند راهی برای درک عمیق‌تر جهان پیرامون باشد. او تأکید می‌کند که امروز بیش از هر زمان دیگری به پژوهشگرانی نیاز داریم که بتوانند میان تجربه، تحلیل و حافظه فرهنگی پیوند برقرار کنند.

این پژوهش همچنین بر ضرورت بازنگری در نظریه‌های کلاسیک تئاتر تأکید دارد و پیشنهاد می‌کند مطالعات اجرا به سمت رویکردهای میان‌رشته‌ای حرکت کند؛ رویکردهایی که بدن، رسانه، ادراک و نقش فعال مخاطب را به‌صورت هم‌زمان در نظر می‌گیرند. در نهایت، کار معتمدی را می‌توان گامی مؤثر در جهت فهم بهتر تئاتر معاصر و جایگاه انسان در جهانی دانست که به‌طور فزاینده‌ای با فناوری درهم‌تنیده است.

 

شرکت پارس مدیکیو و بنیاد فرهنگی مصلی نژاد، حامی میز خبری معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه تهران


( ۱ )

نظر شما :

توجه! لطفا دیدگاه خود پیرامون این مطلب را در این قسمت درج نمایید و برای ارسال سایر درخواست ها و پیام ها به بخش تماس با ما مراجعه فرمایید.

فرشته ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۶:۳۷
مقاله بسیار جالب و نوآورانه بود
پاسخ مدیر سایت ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۶:۴۲

باسلام و احترام،

از اعلام نظر شما متشکریم، خوشحالیم خبر مورد رضایت بود.

با تقدیم احترام