کاهش مقیاس اندازه گیری تاب آوری شهری

۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۰:۰۵ کد: ۵۳۱۱۵ دستاوردهای پژوهشی
تعداد بازدید: ۱۸۹۷
رساله دکتری نبی مرادپور، دانش‌آموخته دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران، با تحلیل فضایی تاب‌آوری در سطح ۹۱۳۸ بلوک شهری جنوب تهران، کاهش معنادار تاب‌آوری طی سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ را نشان داد و بعد اقتصادی را به‌عنوان محرک اصلی این کاهش معرفی کرد.

 

میز خبری معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه تهران:

به مناسبت انتخاب رساله دکتری «تحلیل فضایی تاب‌آوری بافت‌های ناکارآمد شهری (مورد: پهنه جنوب شهر تهران)» به‌عنوان رساله نمونه در جشنواره پژوهش و فناوری دانشگاه تهران در سال ۱۴۰۴، گفتگویی با دکتر نبی مرادپور، دانش‌آموخته دانشکده جغرافیا، انجام شده است که در ادامه می‌خوانید.

هدف اصلی رساله دکتری شما چه بود؟

هدف اصلی این رساله، توسعه و به‌کارگیری یک چارچوب چندمرحله‌ای و مکانی–زمانی برای سنجش تاب‌آوری شهری در سطح ریزدمقیاس‌ترین واحدهای شهری یعنی بلوک‌های شهری بود. من تلاش کردم با کوچک‌سازی واحد تحلیل از مقیاس‌های کلان به مقیاس بلوک شهری، تاب‌آوری اجتماعی، اقتصادی، مسکن/زیرساختی و محیط‌زیستی بافت‌های ناکارآمد پهنه جنوب شهر تهران را در بازه زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ ارزیابی و تغییرات آن را تحلیل کنم.

در نهایت، هدف من ارائه تصویری جامع‌تر، یکپارچه‌تر و دقیق‌تر از ناهمگنی فضایی تاب‌آوری و کمک به سیاست‌گذاری هدفمند شهری بود.

چرا بافت‌های ناکارآمد و پهنه جنوب تهران را برای پژوهش انتخاب کردید؟

بافت‌های ناکارآمد شهری به دلیل نقش تعیین‌کننده در ساختار شهری و سطح بالای آسیب‌پذیری در برابر شوک‌ها انتخاب شدند. این بافت‌ها با فرسودگی کالبدی، ضعف زیرساخت‌ها، تراکم بالای جمعیت و تمرکز گروه‌های آسیب‌پذیر، کمترین ظرفیت سازگاری و بازیابی را دارند. از سوی دیگر، بررسی ادبیات نشان می‌داد که بیشتر مطالعات پیشین در مقیاس‌های کلان انجام شده و تفاوت‌های خُردفضایی در میانگین‌گیری‌ها پنهان می‌ماند. من با کاهش مقیاس تحلیل تا سطح بلوک شهری، این خلأ روش‌شناختی را پر کردم.

در مورد انتخاب پهنه جنوب تهران، این مناطق دارای تراکم بالای جمعیت، بافت‌های ناکارآمد گسترده، سطح بالای فقر، بیکاری، مهاجرت‌پذیری بالا و دسترسی محدود به خدمات شهری هستند. همچنین تمرکز جمعیت آسیب‌پذیر و زیرساخت‌های ناکارآمد، این پهنه را به یکی از حساس‌ترین مناطق شهری تهران در برابر بحران‌ها تبدیل کرده است.

در گردآوری داده‌ها با چه چالش‌هایی مواجه شدید و در فرایند انجام پژوهش از چه روش‌ها و مدل‌هایی استفاده کردید؟

مهم‌ترین چالش، پیچیدگی و دشواری دسترسی به داده‌های دقیق در سطح بلوک‌های شهری در ایران بود. داده‌ها در نهادهای مختلف مانند مرکز آمار ایران، شهرداری تهران، شرکت آب و فاضلاب و شرکت مدیریت منابع آب با ساختار و مقیاس متفاوت پراکنده بودند که فرآیند یکپارچه‌سازی را بسیار زمان‌بر می‌کرد. همچنین هزینه زمانی و مالی بالای دسترسی به داده‌ها و طی مراحل اداری طولانی، فرآیند پژوهش را فرسایشی می‌کرد. این محدودیت‌ها باعث شد ناگزیر از داده‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۵ استفاده کنم. با این حال، تصویب نامه تشکیل ستاد ملی سرشماری ثبتی‌مبنا (۱۳۹۹) می‌تواند تحولی اساسی در دسترسی به داده‌های دقیق و به‌روز در مقیاس بلوک ایجاد کند.

شایان ذکر است که برای تعیین شاخص‌های پژوهش از روش دلفی فازی، برای وزن‌دهی به شاخص‌های بافت‌های ناکارآمد از روش بهترین–بدترین و برای شاخص‌های تاب‌آوری از روش AHP استفاده کردم. همچنین برای شناسایی مناطق ناکارآمد از تکنیک TOPSIS، برای ارزیابی تاب‌آوری بلوک‌ها از تکنیک PROMETHEE و در نهایت برای خوشه‌بندی تاب‌آوری از الگوریتم K-means بهره گرفتم.

مهم‌ترین یافته‌های کاربردی پژوهش چه بود؟

مهم‌ترین یافته، کاهش معنادار و چندبعدی تاب‌آوری در پهنه جنوب تهران طی بازه ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ در مقیاس بلوک‌هاست. در بعد اجتماعی، افزایش گروه‌های آسیب‌پذیر (کودکان، سالمندان و زنان سرپرست خانوار)، تراکم بالای جمعیت و مهاجرت‌های ورودی باعث کاهش ظرفیت سازگاری اجتماعی شده است. در بعد اقتصادی – که به‌عنوان محرک اصلی کاهش تاب‌آوری کلی شناسایی شد – کاهش اشتغال، افزایش بیکاری، گسترش اقتصاد غیررسمی و افزایش سهم مستأجران نقش پیشران داشت. در بعد مسکن و زیرساخت، فرسودگی کالبدی، کیفیت پایین ساخت‌وسازها، ریزدانگی قطعات و کمبود دسترسی به معابر مناسب مشاهده شد. تنها بعد محیط‌زیستی وضعیت نسبتاً باثبات‌تری نشان داد. از منظر فضایی، ناهمگنی شدید درون‌شهری آشکار شد؛ به گونه‌ای که نتایج خوشه‌بندی K-means نشان داد الگوهای تاب‌آوری با مرزهای اداری مناطق شهرداری هم‌پوشانی کامل ندارند. این موضوع نشان داد که تحلیل  در مقیاس‌های کلان، قادر به بازنمایی واقعیت‌های فضایی تاب آوری نیست.

نقش مدیریت شهری و جامعه محلی در تاب‌آوری چیست و چه راهکارهایی دارید؟

ارتقای تاب‌آوری شهری ماهیتی کاملاً حکمرانی‌محور و مشارکتی دارد. مدیریت شهری باید از رویکردهای کلان به سیاست‌گذاری مکان‌محور بر اساس خوشه‌های تاب‌آوری حرکت کند. رساله من با ارائه ۴ خوشه تاب‌آوری برای هر یک از ۹۱۳۸ بلوک، مبنای علمی لازم برای تدوین «سند چشم‌انداز تاب‌آوری پهنه جنوب تهران» فراهم می‌کند. همچنین پیشنهاد می‌شود «نهاد هماهنگ‌کننده بین‌منطقه‌ای برای ارتقای تاب‌آوری پهنه جنوب تهران» ایجاد شود تا حکمرانی یکپارچه را تقویت کند، پروژه‌های مشترک را توسعه و منابع را بهینه‌تر و هدفمند تخصیص دهد.

مجموعه اقدامات دیگر شامل اولویت‌بندی پروژه‌های آموزشی و مهارت‌آموزی، توسعه خدمات حمایتی، ارتقای دسترسی‌های اساسی و حمایت هدفمند از زنان سرپرست خانوار، سالمندان، کودکان و گروه‌های کم‌توان است. همچنین لازم است برای ارتقای تاب‌آوری بافت‌های ناکارآمد شهر تهران، علاوه بر عدالت توزیعی، ابعاد شناختی و رویه‌ای آن را نیز در نظر داشت.

تاب‌آوری زمانی به‌صورت مؤثر تقویت می‌شود که  یک تعامل هم افزا میان حکمرانی شهری و جامعه محلی شگل گیرد؛ به گونه‌ای که مدیریت شهری، زیرساخت‌ها و بسترهای نهادی  را فراهم کند و جامعه محلی با مشارکت فعال، این بستر را به ظرفیت واقعی تبدیل نماید.

توصیه شما به دانشجویان و پژوهشگران چیست؟

پیشنهاد می‌شود که پژوهش‌های شهری را از سطح توصیفی و کلان به سمت تحلیل‌های دقیق‌تر، فضامحور و داده‌محور هدایت کنند. همچنین استفاده از روش‌های ترکیبی و میان‌رشته‌ای در تحلیل مسائل شهری ضروری است. توجه به مقیاس تحلیل اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از نابرابری‌ها و الگوهای واقعی شهری تنها در مقیاس خرد قابل مشاهده هستند.

در نهایت، پژوهش‌ها به گونه‌ای طراحی شود که علاوه بر تولید دانش نظری، به سیاست‌گذاری واقعی و حل مسائل شهری کمک کنند.

 

شرکت پارس مدیکیو و بنیاد فرهنگی مصلی نژاد، حامی میز خبری معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه تهران

 


( ۶ )

نظر شما :

توجه! لطفا دیدگاه خود پیرامون این مطلب را در این قسمت درج نمایید و برای ارسال سایر درخواست ها و پیام ها به بخش تماس با ما مراجعه فرمایید.